ترجمه "Son" به فارسی
صدا, صدا, آواز بهترین ترجمه های "Son" به فارسی هستند.
Son
-
صدا
nounÉ unha formalidade cortés do noso establecemento.
برای رعایت احترام و ادب اینجوری صدا می کنیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Son " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
son
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
صدا
nounAsí teñen dous sons e sistemas lingüísticos diferentes que transmiten o mesmo significado.
حالا شما دو صدا و دو سیستم زبانی متفاوت دارید که دقیقا یک مفهوم را انتقال میدهند.
-
آواز
nounUnha das cancións do seu funeral será sobre eles.
آواز های مراسم خاكسپاری او برای آن ها آواز هايی درباره ی خود آنهاست
عباراتی شبیه به "Son" با ترجمه به فارسی
-
دوران
-
است · باش · بود · بودن · ترکیب موجود زنده · دربرداشتن · سازمان · سازواره · فرتاش · موجود زنده
-
سرعت صوت
-
انسان
-
من نابینا هستم · کور هستم · کورم
-
من کاتولیکم
-
گروهی از موجودات زنده
-
صفحه صوتی · کارت صدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن