ترجمه "burro" به فارسی
خر, الاغ, احمق بهترین ترجمه های "burro" به فارسی هستند.
burro
noun
masculine
دستور زبان
-
خر
noun -
الاغ
nounEntrou en Xerusalén montado nun burro
سوار بر الاغ به اورشلیم وارد میشود
-
احمق
noun
-
ترجمه های کمتر
- بی کله
- لاک پشت دریایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " burro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Burro
-
خر
adjective noun Prefix
اضافه کردن مثال
اضافه کردن