ترجمه "embaixada" به فارسی

سفارت, سفارتخانه بهترین ترجمه های "embaixada" به فارسی هستند.

embaixada
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفارت

    noun

    Díxenlle ó seu pai que eu lidiaría coa embaixada.

    من به پدرتون گفتم که من با سفارت هماهنگ ميکنم.

  • سفارتخانه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " embaixada " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "embaixada" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه