ترجمه "embaixador" به فارسی
سفیر, آمباسادور, ایلچی بهترین ترجمه های "embaixador" به فارسی هستند.
embaixador
-
سفیر
noun masculineDébennos unha. Débennos pór un embaixador de alimentación nos grandes supermercados.
پس ما این حق رو به گردنشون داریم, که در هر سوپرمارکت بزرگ یک سفیر تغذیه واسه ما قرار بدن.
-
آمباسادور
noun masculine -
ایلچی
noun masculine -
سفي
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embaixador " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "embaixador" با ترجمه به فارسی
-
آمباسادور · ایلچی · سفیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن