ترجمه "medida" به فارسی

اندازه, اندازه گیری, سنج بهترین ترجمه های "medida" به فارسی هستند.

medida
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندازه

    noun

    Cando os medimos no laboratorio, son realmente malos.

    وقتی مهارتهای آنها را در آزمایشگاه اندازه میگیریم، آنها واقعاً ضعیفند.

  • اندازه گیری

    noun

    O que eu fago é medir a expansión do universo

    کاری که خود من انجام میدهم اندازه گیری میزان انبساط جهان است،

  • سنج

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سنجش
    • متری
    • نظریه اندازه
    • پیما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " medida " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "medida" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "medida" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه