ترجمه "pintor" به فارسی
نقاش, نگارگر, رنگکار بهترین ترجمه های "pintor" به فارسی هستند.
pintor
noun
masculine
دستور زبان
-
نقاش
noun masculineهنرمندی که نقاشی میکند
Había enfermeiros, banqueiros, pintores, enxeñeiros e unha morea de estudantes de doutoramento.
این آدم ها پرستار بودند، بانک دار، نقاش، مهندس و کلی، کلی هم دانشجوهای دکتری.
-
نگارگر
noun masculine -
رنگکار
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- موسیقیدان
- نقاش و هنرمند
- هنرور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pintor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pintor" با ترجمه به فارسی
-
رنگکار · نقاش · نگارگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن