ترجمه "pintura" به فارسی
نقاشی, رنگ نقاشی بهترین ترجمه های "pintura" به فارسی هستند.
pintura
noun
feminine
دستور زبان
-
نقاشی
ردهٔ ویکیپدیا
Para o imán, non era só unha pintura; era más profundo que iso.
برای امام، این تنها یک نقاشی نبود: خیلی عمیقتر از آن بود.
-
رنگ نقاشی
composto líquido empregado para protexer ou decorar unha superficie
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pintura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pintura" با ترجمه به فارسی
-
نقاشی غار
-
نقاشی رنگ روغن
-
دیواری
-
نقاشی بدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن