ترجمه "plano" به فارسی
مسطح, صاف, هموار بهترین ترجمه های "plano" به فارسی هستند.
plano
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
مسطح
adjective -
صاف
nounPero que podes facer cun track pad plano? Con esas cousas cadradas?
ولی با یه تراک پد صاف و تخت چه کار میشه کرد, اون مربعی ها رو میگم؟
-
هموار
noun
-
ترجمه های کمتر
- دو وجهی
- سطحی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plano " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Plano
-
صفحه
noun -
پلان
Noun
عباراتی شبیه به "plano" با ترجمه به فارسی
-
رنگ پیش زمینه
-
سطح شیبدار
-
پس زمينه · پس زمینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن