ترجمه "planta" به فارسی
گياه, الهه گل, بوته بهترین ترجمه های "planta" به فارسی هستند.
planta
noun
feminine
دستور زبان
-
گياه
nounAínda que creas que parecen iguais, esta é unha planta mortal.
اگرچه که شبيه بقيست, اين يک گياه کشندست
-
الهه گل
noun masculine -
بوته
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- کارخانه
- گیا
- گیاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " planta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Planta
-
گیاه
nounorganismos multicelulares eucariotass do reino Plantae
As mutacións poden producir cambios nas plantas, coma neste exemplar de flor máis grande, pero só dentro duns límites
جهش ژنتیکی تنها میتواند سبب تغییراتی محدود شود، همچون گل بزرگتر این گیاه
عباراتی شبیه به "planta" با ترجمه به فارسی
-
گیاه چوبی
-
گیاه زینتی
-
گیاهان دارویی
-
ویره (گیاه)
-
بوته
-
ریختشناسی زایشی گیاهان
-
گیاه آبدار
-
گیاه آبزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن