ترجمه "prata" به فارسی
نقره, سیم, سيم بهترین ترجمه های "prata" به فارسی هستند.
prata
noun
feminine
دستور زبان
-
نقره
nounاز عنصرهای جدول تناوبی عنصرها
A señora Crawley dixo que che recomendou nitrato de prata e tintura de aceiro.
خانم " کراولي " بهم گفتن که براي مريضي نيترات نقره و تنتور فولاد رو توصيه مي کنند.
-
سیم
noun -
سيم
noun feminine -
ظروف نقره
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Prata
-
نقره
nounA señora Crawley dixo que che recomendou nitrato de prata e tintura de aceiro.
خانم " کراولي " بهم گفتن که براي مريضي نيترات نقره و تنتور فولاد رو توصيه مي کنند.
تصاویر با "prata"
عباراتی شبیه به "prata" با ترجمه به فارسی
-
مدال نقره
-
ریو دلا پلاتا
-
ورشو
-
ورشو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن