ترجمه "regra" به فارسی

قانون, تجویز شده, ترتیب بهترین ترجمه های "regra" به فارسی هستند.

regra
+ اضافه کردن

گالیسیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قانون

    noun

    Pero demasiadas regras apartan aos músicos de jazz experimentados da improvisación.

    اما قوانين خيلي زياد، نوازندگان ماهر سبك جاز را از بالبداهه ساختن باز مي دارد.

  • تجویز شده

    noun
  • ترتیب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خط کش
    • خطکش
    • سنگ محک
    • ضابطه
    • قاعده
    • مقرر شده
    • ملاک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "regra" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "regra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه