ترجمه "Jarak" به فارسی
جوی, حفره, خندق بهترین ترجمه های "Jarak" به فارسی هستند.
Jarak
-
جوی
nounKupili smo tamo izvor, i sada samo kopamo jarak.
ما یک چاه نزدیک اونجا خریدیم و حالا هم داریم یک جوی می کنیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Jarak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
jarak
-
حفره
noun -
خندق
nounVatra je zahvatila čak i vodu u jarku oko žrtvenika!
آن آتش حتی آبی را که در خندق دور مذبح بود خشک کرد!
-
سنگر
noun
-
ترجمه های کمتر
- مادی
- چال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن