ترجمه "jarac" به فارسی
برادر, برج جدی, بز نر بهترین ترجمه های "jarac" به فارسی هستند.
jarac
-
برادر
noun -
برج جدی
On je nekoć oženio ženu koju je upoznao preko oglasa u kojem je tražio jarca.
او اهل انگلستان بود. او یکبار پس از گذاشتن یک آگهی برای زنی از برج جدی ، با ازدواج کرده بود.
-
بز نر
nounRunjavi jarac predstavlja kralja Grčke, a veliki rog što mu je među očima predstavlja prvoga kralja.
و آن بز نر سِتَبر پادشاه یونان میباشد و آن شاخ بزرگی که در میان دو چشمش بود پادشاه اوّل است.
-
ترجمه های کمتر
- مخفف نام
- همدم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jarac " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Jarac
Jarac (znak) [..]
-
بزغاله
nounVi ste par praznovjernih jaraca!
شما دوتا بزغاله ي خرافاتي هستين واينم خوب شما رو اسکل کرده
تصاویر با "jarac"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن