ترجمه "Pustinjak" به فارسی

زاهد, دور افتاده, منزوی بهترین ترجمه های "Pustinjak" به فارسی هستند.

Pustinjak
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • زاهد

    Ima jedan stari pustinjak koji živi tu negdje.

    یک زاهد گوشه نشین قدیمی است که در اینجا زندگی می کند وجود دارد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pustinjak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pustinjak
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • دور افتاده

    noun
  • منزوی

    noun

    On je prilicno ekscentrican, pustinjak,

    یه آدم عجیب و منزوی ـه.

اضافه کردن

ترجمه های "Pustinjak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه