ترجمه "pustinja" به فارسی

بیابان, صحرا, biyâbân بهترین ترجمه های "pustinja" به فارسی هستند.

pustinja feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • بیابان

    noun

    Prije mnogo godina, odveo sam izviđače na kampiranje u pustinji.

    چندین سال پیش من پیشاهنگانی را به اردو در بیابان بردم.

  • صحرا

    noun

    Stigli su do mjesta koje u pustinji zovu Kadeš.

    آنها به محلی در صحرا به نام قادِش رسیدهاند.

  • biyâbân

    noun feminine
  • ترجمه های کمتر

    • استحقاق
    • دشت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pustinja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pustinja
+ اضافه کردن

کروات-فارسی فرهنگ لغت

  • بیابان

    noun

    Prije mnogo godina, odveo sam izviđače na kampiranje u pustinji.

    چندین سال پیش من پیشاهنگانی را به اردو در بیابان بردم.

تصاویر با "pustinja"

عباراتی شبیه به "pustinja" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pustinja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه