ترجمه "rossz" به فارسی
بد, bad, ناجور بهترین ترجمه های "rossz" به فارسی هستند.
rossz
adjective
noun
دستور زبان
-
بد
adjectiveJessi rosszul beszélt franciául és még rosszabbul beszélt németül.
جسی فرانسوی را بد حرف میزد، آلمانی را حتی بدتر.
-
bad
adjective -
ناجور
adjectiveHogy lehetnek a kötvények annyira rosszak, mint mondja?
از کجا ميدوني اين لايه هاي پايني اوراق قرضه انقدر ناجور باشن ؟
-
ترجمه های کمتر
- ناشایست
- آلپر
- الپر
- تخس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rossz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rossz" با ترجمه به فارسی
-
ناخوشی
-
بدتر · وخيم تر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن