ترجمه "rosszabb" به فارسی
بدتر, وخيم تر بهترین ترجمه های "rosszabb" به فارسی هستند.
rosszabb
adjective
دستور زبان
-
بدتر
adjectiveJessi rosszul beszélt franciául és még rosszabbul beszélt németül.
جسی فرانسوی را بد حرف میزد، آلمانی را حتی بدتر.
-
وخيم تر
adjectiveDe egyben megölte az immunrendszerét, ezért néz ki rosszabbul.
و همين باعث تخريب سيستم دفاعي بدنش ميشه ، که اوضاع رو وخيم تر ميکنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rosszabb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rosszabb" با ترجمه به فارسی
-
ناخوشی
-
bad · آلپر · الپر · بد · تخس · ناجور · ناشایست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن