ترجمه "Adam" به فارسی

آدم, آدام, آدم بهترین ترجمه های "Adam" به فارسی هستند.

Adam
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آدم

    proper

    Adam, dalam hal menggunakan kebebasannya untuk memilih, secara pribadi bertanggung jawab atas kegagalannya menaati perintah Yehuwa.

    اما آدم به اختیار خود در اطاعت از فرامین یَهُوَه کوتاهی کرد.

  • آدام

    proper

    Adam Smith memiliki gagasan sangat penting mengenai efisiensi.

    آدام اسمیت مهمترین ذهنیت را از کارآمدی داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Adam " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

adam
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آدم

    proper

    Apa artinya ini bagi adam dan bagi kita dewasa ini?

    این برای آدم به چه معنایی بود و در حال حاضر برای ما چه مفهومی دارد؟

عباراتی شبیه به "Adam" با ترجمه به فارسی

  • حذف
  • مأمور آتشنشانی
  • مأمور آتشنشانی · ماموراتش نشانی
  • خاموش کننده آتش · خاموشکنندههای دستی آتش
  • برآمده بودن · تسکین دادن · حذف کردن · حذف کردن از · خاموش کردن · خشک کردن · خنثی نمودن · خواباندن · فرونشاندن · منفجر شدن · نابود کردن · ناراحت کردن · پاک کردن
  • تخته پاک کن · مداد پاک کن
  • خاموشکنندههای دستی آتش
  • آدم و حوا
اضافه کردن

ترجمه های "Adam" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه