ترجمه "Arab" به فارسی

عرب, عربی, عربی بهترین ترجمه های "Arab" به فارسی هستند.

Arab
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عرب

    adjective noun

    Hubungan kebudayaan Arab dan barat melalui olahraga kuno memancing ikan dari sungai.

    آشتي فرهنگي عرب با غرب از طريق سرگرمي قديميِ بيرون کشيدن ماهي هاي بيچاره از آب رودخونه.

  • عربی

    adjective proper

    Dan saya harap saya dapat memutus stereotip yang ada, dengan keindahan tulisan Arab.

    و امیدوارم که بتوانم این قالبهای فکری را با زیبایی خط عربی بشکنم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Arab " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

arab
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عربی

    proper

    Dan saya harap saya dapat memutus stereotip yang ada, dengan keindahan tulisan Arab.

    و امیدوارم که بتوانم این قالبهای فکری را با زیبایی خط عربی بشکنم.

  • عَرَبی

  • عرب

    proper

    Hubungan kebudayaan Arab dan barat melalui olahraga kuno memancing ikan dari sungai.

    آشتي فرهنگي عرب با غرب از طريق سرگرمي قديميِ بيرون کشيدن ماهي هاي بيچاره از آب رودخونه.

عباراتی شبیه به "Arab" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Arab" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه