ترجمه "arahan" به فارسی
اجازه, احضار, انتصاب بهترین ترجمه های "arahan" به فارسی هستند.
arahan
noun
-
اجازه
nounMarilah kita perhatikan beberapa contoh bagaimana Firman itu memberikan bantuan dan pengarahan.
اکنون، اجازه بده به بررسی چند نمونه از آن نصایح بپردازیم.
-
احضار
noun -
انتصاب
noun(Matius 24:45-47) Seluruh proses perekomendasian dan pelantikan ini diarahkan, atau dibimbing, oleh roh kudus.
( متّیٰ ۲۴:۴۵-۴۷) تمام مراحل توصیه و انتصاب با هدایت روحالقدس میباشد.
-
ترجمه های کمتر
- حکم
- حکمی
- دستور
- دستور خرید
- رهنمود
- سفارش خرید
- فرمان
- فرمایش
- قانون
- قدغن
- مدریت
- نهی
- هدایتی
- پیشنهاد مزایده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arahan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arahan" با ترجمه به فارسی
-
ابداع کردن · اداره کردن · استنشاق کردن · با دقتدیدن · بکار پرداختن · تحمیل کردن · جهت · حکم کردن · در نظرداشتن · راندن · زین کردن · فرو بردن · مانور دادن · محکم کردن · مخاطب ساختن · مشق کردن · مهندسی کردن · میزان کردن · هدف گیری کردن · هوش داشتن · گله کردن
-
تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · متنبه کردن · نکوهش کردن · پرچانگی کردن · گله کردن از
-
جهت رانندگی در کشورهای مختلف
-
رئیس · فرماندار و مدیر · مدیر · هادی · هدایت کننده
-
جهت
-
ابداع کردن · اداره کردن · مهندسی کردن · نشان دادن · هدایتی
-
ابداع کردن · اداره کردن · جاده · جهت · راه · عنوان · مهندسی کردن
-
آتشبار · بخیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن