ترجمه "memarahi" به فارسی
تازیانه زدن, خطابه گفتن, زخم زبان زدن بهترین ترجمه های "memarahi" به فارسی هستند.
memarahi
-
تازیانه زدن
verb -
خطابه گفتن
verb -
زخم زبان زدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- سرزنش کردن
- شکست دادن
- متنبه کردن
- نکوهش کردن
- پرچانگی کردن
- گله کردن از
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " memarahi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "memarahi" با ترجمه به فارسی
-
ابداع کردن · اداره کردن · استنشاق کردن · با دقتدیدن · بکار پرداختن · تحمیل کردن · جهت · حکم کردن · در نظرداشتن · راندن · زین کردن · فرو بردن · مانور دادن · محکم کردن · مخاطب ساختن · مشق کردن · مهندسی کردن · میزان کردن · هدف گیری کردن · هوش داشتن · گله کردن
-
اجازه · احضار · انتصاب · حکم · حکمی · دستور · دستور خرید · رهنمود · سفارش خرید · فرمان · فرمایش · قانون · قدغن · مدریت · نهی · هدایتی · پیشنهاد مزایده
-
جهت رانندگی در کشورهای مختلف
-
رئیس · فرماندار و مدیر · مدیر · هادی · هدایت کننده
-
جهت
-
ابداع کردن · اداره کردن · مهندسی کردن · نشان دادن · هدایتی
-
ابداع کردن · اداره کردن · جاده · جهت · راه · عنوان · مهندسی کردن
-
آتشبار · بخیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن