ترجمه "mengarah" به فارسی
ابداع کردن, اداره کردن, مهندسی کردن بهترین ترجمه های "mengarah" به فارسی هستند.
mengarah
-
ابداع کردن
verb -
اداره کردن
verb -
مهندسی کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- نشان دادن
- هدایتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mengarah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mengarah" با ترجمه به فارسی
-
ابداع کردن · اداره کردن · استنشاق کردن · با دقتدیدن · بکار پرداختن · تحمیل کردن · جهت · حکم کردن · در نظرداشتن · راندن · زین کردن · فرو بردن · مانور دادن · محکم کردن · مخاطب ساختن · مشق کردن · مهندسی کردن · میزان کردن · هدف گیری کردن · هوش داشتن · گله کردن
-
تازیانه زدن · خطابه گفتن · زخم زبان زدن · سرزنش کردن · شکست دادن · متنبه کردن · نکوهش کردن · پرچانگی کردن · گله کردن از
-
اجازه · احضار · انتصاب · حکم · حکمی · دستور · دستور خرید · رهنمود · سفارش خرید · فرمان · فرمایش · قانون · قدغن · مدریت · نهی · هدایتی · پیشنهاد مزایده
-
جهت رانندگی در کشورهای مختلف
-
رئیس · فرماندار و مدیر · مدیر · هادی · هدایت کننده
-
جهت
-
ابداع کردن · اداره کردن · جاده · جهت · راه · عنوان · مهندسی کردن
-
آتشبار · بخیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن