ترجمه "Bantuan" به فارسی

راهنما, کمک, یاری بهترین ترجمه های "Bantuan" به فارسی هستند.

Bantuan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهنما

    noun

    Dia tinggal disana, jadi mungkin dia bisa membantumu.

    ، اون قبلا اونجا بوده. پس ميتونه برات يه راهنما باشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bantuan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bantuan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کمک

    noun

    Seiring waktu Anda akan dapat membantu orang lain melakukan itu juga.

    با گذشت زمان شما قادر خواهید بود به دیگران کمک کنید که آن را هم انجام دهند.

  • یاری

    noun

    Kesabaran membantu saya menanggung ketidaknyamanan dan kesulitan akibat kelumpuhan.

    صبر، مرا یاری میکند که با مشکلات و ناراحتیهایی که فلج برایم به همراه آورده کنار آیم.

  • اضافی

    adjective

    Tapi itu tidak cukup; itu semua hanyalah alat untuk membantu, sebuah kondisi.

    بهر حال، اینها کفایت نمیکنند؛ اینها صرفاً کمکهای اضافی و شرایط هستند.

  • ترجمه های کمتر

    • الحاقی
    • توسل
    • تکمیلی
    • حمایت
    • دستیاری
    • دهش
    • راهنما
    • رسیدگی
    • سود
    • متمم
    • مراجعه
    • مواظبت
    • مکمل
    • وزارت
    • پایمردی
    • پشتیبان
    • پیشکش
    • کمک هزینه
    • کمکی
    • یاور

عباراتی شبیه به "Bantuan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Bantuan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه