ترجمه "bantu" به فارسی
کمک کردن, یاری کردن, حمایت کردن بهترین ترجمه های "bantu" به فارسی هستند.
bantu
verb
دستور زبان
-
کمک کردن
verbYehuwa akan membantu saudara sebagaimana Ia telah membantu mereka.
یَهُوَه همانطور که به آنها کمک کرد، به تو نیز کمک خواهد کرد.
-
یاری کردن
verbSyukurlah, Paulus cepat tanggap dan segera membantu mereka.
خوشبختانه، پولس متحمل این بار شد و ایشان را یاری کرد.
-
حمایت کردن
verbStaf rumah sakit sangat membantu, dan kami sungguh menghargainya.
پرسنل بیمارستان هم ما را حمایت کردند و از آنها سپاسگزاریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bantu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bantu" با ترجمه به فارسی
-
یاری گرهای دستیابی
-
راهنمای آفلاین
-
زبانهای بانتو
-
سمعک
-
اضافی · الحاقی · توسل · تکمیلی · حمایت · دستیاری · دهش · راهنما · رسیدگی · سود · متمم · مراجعه · مواظبت · مکمل · وزارت · پایمردی · پشتیبان · پیشکش · کمک · کمک هزینه · کمکی · یاری · یاور
-
به کمکت احتیاج دارم
-
نمایشگر کمکی
-
راهنما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن