ترجمه "Bersin" به فارسی

عطسه, عطسه, عطسه کردن بهترین ترجمه های "Bersin" به فارسی هستند.

Bersin
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عطسه

    noun

    Tak lama kemudian badan anak itu menjadi hangat, dan ia bersin sampai tujuh kali.

    خیلی زود بدن پسرک گرم میشود، و او هفت بار عطسه میکند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Bersin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

bersin
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عطسه

    noun

    Tak lama kemudian badan anak itu menjadi hangat, dan ia bersin sampai tujuh kali.

    خیلی زود بدن پسرک گرم میشود، و او هفت بار عطسه میکند.

  • عطسه کردن

    verb

    Ia ”mulai bersin sampai tujuh kali, lalu anak lelaki itu membuka matanya”.

    سپس، ‹طفل هفت مرتبه عطسه کرد، و چشمان خود را باز نمود.›

  • سرماخوردگی معمولی

    noun
  • صدای عطسه

    noun

    Itu adalah suara bersin di belakang sana.

    این صدای عطسه بود

اضافه کردن

ترجمه های "Bersin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه