ترجمه "Biaya" به فارسی

هزینه, هزینه, ارزش بهترین ترجمه های "Biaya" به فارسی هستند.

Biaya
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هزینه

    noun

    Biaya yang dihabiskan pembidik bom Norden

    هزینه بمبانداز نوردِن نصف آن مقدار بودجهای است که

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Biaya " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

biaya
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • هزینه

    noun

    Bayangkan besarnya biaya yang dibutuhkan untuk melindungi prasarana penting ini dengan tanggul.

    تصور کنین هزینه های سرسام آور حفاظت از این زیربنای حیاتی را توسط خاکریزها.

  • ارزش

    noun

    Dalam Amerika Serikat partai ini akan biaya setdknya 100.000 dolar.

    در آمريکا اين پارتي حداقل 100000دلار ارزش داره

  • خروج

    noun
  • مخارج

    noun

    Sang ibu meninggal dunia dalam keadaan sangat melarat, dan tidak ada uang untuk membayar biaya pemakamannya.

    مادر آنها در فقر فوت کرد و پولی در میان نبود تا مخارج تشییع جنازه را بپردازند.

عباراتی شبیه به "Biaya" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Biaya" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه