ترجمه "biasa" به فارسی

خوگرفته, روزمره, روش کار بهترین ترجمه های "biasa" به فارسی هستند.

biasa adjective
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوگرفته

    adjective
  • روزمره

    adjective

    Kejengkelan kecil, perasaan tersinggung, dan kekesalan adalah hal biasa dalam kehidupan dan tidak selalu menuntut pengampunan yang sifatnya formal.

    رنجشهای کوچک، کماعتناییها، و دلخوریها جزئی از زندگی روزمره هستند و لزوماً احتیاج به بخشش رسمی ندارند.

  • روش کار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ضابطه
    • طرز عمل
    • عادی
    • قاعده
    • ماخذ قانونی
    • متداول
    • مرسوم
    • معتاد
    • معدل
    • معمول
    • معیار
    • مقیاس
    • ملاک
    • میزان
    • نوعی
    • همیشگی
    • هنجار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " biasa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "biasa" با ترجمه به فارسی

  • تیغه شمشیر · خصوصیات اخلاقی · خوگرفته · خوگیری · رسم · سررسید · سنت · سنن ملی · سود سرمایه · ضعف · طبیعت ویژه · عادت · عادی · عرف · عقیده رایج · قاعده · ماخذ قانونی · مدت · مرسوم · معتاد · معتاد به · معدل · نقطه ضعف · هنجار · کاربرد
  • معادلات دیفرانسیل معمولی
  • نوشته ساده
  • اشنا شدن · اشنا کردن · انس گرفتن · تادیب کردن · خودمانی کردن · سکونت کردن · عادت دادن · معتاد ساختن · منظم کردن · نظم دادن · همنوایی کردن · وفق دادن
  • سهام عادی
  • اجنبی · استثنایی · بیگانه · خارجی · غریب · غریبه · غیر قابل باور · غیر متداول · غیرعادی · غیرقابل قبول · غیرمعمول · نادر · کنجکاو
  • متن ساده
  • فاخته نقطه دار
اضافه کردن

ترجمه های "biasa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه