ترجمه "Cokelat" به فارسی

شکلات, قهوهای, قهوهای بهترین ترجمه های "Cokelat" به فارسی هستند.

Cokelat
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکلات

    noun

    Kami makan pancake dengan sirup cokelat di restoran, di malam hari.

    ما موقع شام پنکيک و شربت شکلات ميخورديم تو رستوران.

  • قهوهای

    adjective

    رنگ

    Konon, di kawasan itu, domba-domba umumnya berwarna putih dan kambing berwarna hitam atau cokelat gelap; hanya sedikit yang berbelang-belang.

    گفته میشود که در آن ناحیه گوسفندان معمولاً سفید و بزها سیاه یا قهوهای تیره بودند و حیوانات دو رنگ کمتر دیده میشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Cokelat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

cokelat noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قهوهای

    adjective

    Konon, di kawasan itu, domba-domba umumnya berwarna putih dan kambing berwarna hitam atau cokelat gelap; hanya sedikit yang berbelang-belang.

    گفته میشود که در آن ناحیه گوسفندان معمولاً سفید و بزها سیاه یا قهوهای تیره بودند و حیوانات دو رنگ کمتر دیده میشد.

  • درخت کاکائو

    noun
  • شکلات

    noun

    Kami makan pancake dengan sirup cokelat di restoran, di malam hari.

    ما موقع شام پنکيک و شربت شکلات ميخورديم تو رستوران.

  • کاکائو

    noun

    Aku harus kembali meminum cokelatku.

    بايد برگردم سراغ نوشيدني کاکائو

عباراتی شبیه به "Cokelat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Cokelat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه