ترجمه "coklat" به فارسی
قهوهای, شوکولات, شکلات بهترین ترجمه های "coklat" به فارسی هستند.
coklat
adjective
noun
-
قهوهای
adjectiveAliran air ini mendukung kehidupan ikan liar termasuk ikan forel pemangsa, coklat, dan pelangi.
به طور طبیعی ماهی داره مثلن قزلآلای خونی و قهوهای و رنگینکمانی.
-
شوکولات
noun -
شکلات
nounDalam momen kelemahan, kau makan coklat atau mencium orang yang salah.
توی لحظات ضعف آدم شکلات می خوره ، یا یه پسر رو به اشتباه بوس می کنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coklat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "coklat"
عباراتی شبیه به "coklat" با ترجمه به فارسی
-
مرغ طوفان ویلسون
-
شکلات گستردنی
-
فنچ بلوطی
-
پریشاهرخ قهوهای
-
کوتوله قهوهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن