ترجمه "Daratan" به فارسی
خشکی, تملک زمین, زراعت بهترین ترجمه های "Daratan" به فارسی هستند.
Daratan
-
خشکی
Banyak binatang darat dan makhluk terbang memperlihatkan kesanggupan yang mengherankan.
بسیاری از حیوانات خشکی و پرندگان آسمان، تواناییهای فوقالعادهای دارند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Daratan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
daratan
-
تملک زمین
noun -
زراعت
noun -
ساکن زمین
adjective -
کشاورزی
noun11 Sebagai ilustrasi, di daerah yang diporakporandakan perang, diperkirakan 35 persen lahan tidak dapat digarap karena penduduknya khawatir terhadap ranjau darat.
۱۱ برای مثال در برخی از سرزمینهای جنگزده به دلیل مینگذاری بیش از یک سوم زمینهای کشاورزی قابل کشت نیست.
عباراتی شبیه به "Daratan" با ترجمه به فارسی
-
زمین · ساکن زمین · سرزمین
-
موشک زمین به هوا
-
آتش زدن · برق زدن · تماس گرفتن · راحت کردن · رسیدن · فرود · فرود آمدن · فرودآمدن · کوشش کردن
-
برزخ
-
ارابه فرود
-
ترابری جادهای
-
فرود اضطراری
-
ارتش · جمعیت · سپاه · لشگر · نیروی زمینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن