ترجمه "darat" به فارسی

زمین, ساکن زمین, سرزمین بهترین ترجمه های "darat" به فارسی هستند.

darat noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمین

    noun

    Setelah aku mengalami kecelakaan saat mendarat mencoba untuk menyelamatkanmu.

    بعد اینکه داشتم سعی می کردم تو رو نجات بدم خوردم زمین.

  • ساکن زمین

    adjective
  • سرزمین

    noun

    Penguasa seluruh daratan... dari sungai Tuede hingga tine.

    شاهان تمامی سرزمین های بین رودخانه ها ؛ از رودخانه ی " تویید " تا شاخه ی فرعی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " darat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "darat" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "darat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه