ترجمه "Fitnah" به فارسی

تهمت, افترا, بد نام کردن بهترین ترجمه های "Fitnah" به فارسی هستند.

Fitnah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تهمت

    Fitnah adalah salah satu keahliannya, dan ia berupaya menggunakannya di dalam sidang.

    تهمت یکی از حربههای ویژهٔ اوست، و او سعی دارد تا از آن در جماعت استفاده کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Fitnah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

fitnah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افترا

    noun

    Karena nama itu telah dicela dan difitnah sejak awal sejarah manusia.

    زیرا این اسم در ابتدای تاریخ خلقت بشر بیاعتبار گردید و به آن افترا زده شد.

  • بد نام کردن

    verb
  • بد گویی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بدنام کردن
    • بدنامی و رسوایی
    • ترور
    • تهمت
    • تهمت یا افترا
    • توهین
    • حرف مفت
    • دری وری
    • سخن چینی
    • سعایت
    • شایعات بیاساس
    • لجن
    • ناسزاگویی
    • گل

عباراتی شبیه به "Fitnah" با ترجمه به فارسی

  • افترا زدن · بد نام کردن · بدنام کردن
  • تهمت خون
اضافه کردن

ترجمه های "Fitnah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه