ترجمه "memfitnah" به فارسی
افترا زدن, بد نام کردن, بدنام کردن بهترین ترجمه های "memfitnah" به فارسی هستند.
memfitnah
-
افترا زدن
verbYehuwa muak terhadap fitnah, tingkah laku bebas, penyalahgunaan kekuasaan, dan penerimaan suap.
یَهُوَه خدا از افترا زدن، بیبندوباری، سوءاستفاده از قدرت و رشوهخواری نفرت دارد.
-
بد نام کردن
verb -
بدنام کردن
verbOrang Farisi, misalnya, menggunakan fitnah yang jahat dalam upaya menjelek-jelekkan Yesus.
به عنوان نمونه فریسیان برای بدنام کردن عیسی بدترین افتراها را به او نسبت میدادند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " memfitnah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "memfitnah" با ترجمه به فارسی
-
افترا · بد نام کردن · بد گویی · بدنام کردن · بدنامی و رسوایی · ترور · تهمت · تهمت یا افترا · توهین · حرف مفت · دری وری · سخن چینی · سعایت · شایعات بیاساس · لجن · ناسزاگویی · گل
-
تهمت خون
-
تهمت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن