ترجمه "Graf" به فارسی

گراف, عضو پیوند شده, قلمه بهترین ترجمه های "Graf" به فارسی هستند.

Graf
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گراف

    Adolf Hitler memberikan perintah agar Graf Spee ditenggelamkan.

    آدلف هیتلر، دستور صادر کرد که گراف شپِی، غرق شود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Graf " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

graf
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عضو پیوند شده

    noun
  • قلمه

    noun
  • نمودار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پیوند
    • پیوند بافت
    • گراف

عباراتی شبیه به "Graf" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Graf" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه