ترجمه "grafik" به فارسی
تصویری, رسم, مصور بهترین ترجمه های "grafik" به فارسی هستند.
grafik
-
تصویری
adjectivesekarang saya tunjukkan dalam bentuk grafik —
حالا می خواهم به صورت تصویری نتیجه را به شما نشان بدهم.
-
رسم
noundan kemudian mengambil hasil tes dan memplotnya dalam sebuah grafik.
و بعد نتایج آن آزمونها را روی یک نمودار رسم کردیم.
-
مصور
adjective -
واقعی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grafik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grafik" با ترجمه به فارسی
-
پالایه ترسیمی
-
گرافیک داده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن