ترجمه "Halal" به فارسی
حلال, حلال بهترین ترجمه های "Halal" به فارسی هستند.
Halal
-
حلال
adjective nounEncyclopaedia Judaica menguraikan peraturan-peraturan yang ”rumit dan terperinci” tentang cara ”menghalalkan” daging.
دایرةالمعارف جوداییکا ( انگل.) به جزئیات پیچیدهای در مورد رسوم مربوط به گوشت «کوشر» یا حلال اشاره میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Halal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
halal
-
حلال
nounEncyclopaedia Judaica menguraikan peraturan-peraturan yang ”rumit dan terperinci” tentang cara ”menghalalkan” daging.
دایرةالمعارف جوداییکا ( انگل.) به جزئیات پیچیدهای در مورد رسوم مربوط به گوشت «کوشر» یا حلال اشاره میکند.
عباراتی شبیه به "Halal" با ترجمه به فارسی
-
اختصاص دادن · اندوختن · بخشیدن · تضمین کردن · روا کردن · مجاز کردن · معذرت خواستن · ندیده گرفتن · پاک کردن · پوزش خواستن · گواهی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن