ترجمه "hal" به فارسی
سرفصل, شاهد, ضابطه بهترین ترجمه های "hal" به فارسی هستند.
hal
noun
-
سرفصل
noun -
شاهد
nounAku bersedia menahan hasratku, demi menyaksikan hal itu.
براي شاهد شدن به همچين چيزي ، ميتونم خواسته هامو کمي عقب بندازم.
-
ضابطه
noun
-
ترجمه های کمتر
- عنوان
- لحظه
- مبحث
- مثال
- مثل
- مورد
- موضوع
- وهله
- چیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن