ترجمه "Kuku" به فارسی

ناخن, ناخن, sm بهترین ترجمه های "Kuku" به فارسی هستند.

Kuku
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناخن

    noun

    fungsi kuku

    Satu kuku jari yang hilang, dari ibu jari sebelah kanan.

    يکي از ناخن هاي دراومده ، از دست سمت راستش.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kuku " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kuku noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناخن

    noun

    Satu kuku jari yang hilang, dari ibu jari sebelah kanan.

    يکي از ناخن هاي دراومده ، از دست سمت راستش.

  • sm

    noun
  • سم

    noun

    Kau perlu alat penguji kuku kuda?

    به يه آزمايش کننده سم نياز داره ( وسيله اي براي بررسي مشکلات سم )

  • ترجمه های کمتر

    • میخ
    • پای کوبیدن
    • چنگ
    • چنگال
    • کفشک

عباراتی شبیه به "Kuku" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Kuku" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه