ترجمه "kukuh" به فارسی
استوار, ثابت قدم, خیره بهترین ترجمه های "kukuh" به فارسی هستند.
kukuh
-
استوار
adjectiveYang lebih penting lagi, harapan yang jelas dan kukuh akan turut membantu mengurangi tekanan hidup.
امّا از همه مهمتر، امیدی روشن و استوار باعث میشد فشارهای زندگی بر ایشان تأثیر کمتری داشته باشد.
-
ثابت قدم
adjective -
خیره
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ستبر
- پابرجای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kukuh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kukuh" با ترجمه به فارسی
-
استقامت · استواری · اصرار · ثبات · ثبات قدم · ثبوت · سرسختی · لجبازی · مداومت · پافشاری · پایداری · پشتکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن