ترجمه "Lemari" به فارسی

قفسه, گنجه, اداره بهترین ترجمه های "Lemari" به فارسی هستند.

Lemari
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قفسه

    noun

    Mereka akan mengembalikanku dalam lemari bergantung bersama kerangka lainnya.

    آنها مرا توی قفسه برمی گردانند، همراه با همه اسکلت ها نگه میدارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Lemari " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

lemari
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنجه

    noun

    Kenapa kita berdiri di lemari di bawah tangga?

    چرا توي گنجه زير پله ها وايساديم ؟

  • اداره

    noun
  • دایره

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دفتر
    • دفترخانه
    • دیوان
    • قفسه

عباراتی شبیه به "Lemari" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Lemari" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه