ترجمه "lembab" به فارسی
نم, تری, رطوبت بهترین ترجمه های "lembab" به فارسی هستند.
lembab
-
نم
adjective nounPelukan lembabnya mencegahku hanyut.
آغوش نم آلود او مانع از غرق شدنم قبل از رسيدن به ساحل شد
-
تری
noun -
رطوبت
nounKita memiliki lingkungan di mana kelembaban selalu ada sepanjang tahun.
ما محیطهای زیستی داریم كه رطوبت تمام سال در آنها وجود دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lembab " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lembab" با ترجمه به فارسی
-
رطوبت نسبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن