ترجمه "Memasak" به فارسی
پختن, آشپزی, حاضر کردن بهترین ترجمه های "Memasak" به فارسی هستند.
Memasak
-
پختن
verbMemasak adalah menggunakan api untuk mem-pracerna makanan di luar tubuh kita.
پختن یعنی استفاده از آتش برای پیش هضم غذا خارج از بدن شما.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Memasak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
memasak
-
آشپزی
nounSaya sangat beruntung karena ayah saya ahli dalam memasak.
از شانس من پدرم آشپزی فوق العاده بود.
-
حاضر کردن
verb -
مهیا کردن
verb -
پختن
verbUntuk memasak saja butuh waktu yang sangat lama,” kata Adria.
پختن غذا برایمان ده برابر بیشتر از زمانی که قبلاً لازم داشتیم، وقت میگرفت.
عباراتی شبیه به "Memasak" با ترجمه به فارسی
-
سوی دیگربردن · ناگزیر کردن
-
ازدحام کردن · بارور بودن · تنه زدن · فراوان بودن · متحدکردن · هل دادن · پر بودن
-
فرو بردن · فشردن · متحدکردن · ممانعت کردن · پرکردن
-
خوراک · دست پخت · روش آشپزی · غذا
-
اشباع شدن · اقناع شدن · بهم فشردن · تنه زدن · پر خوردن · پر کردن
-
متحدکردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن