ترجمه "berasak" به فارسی

فرو بردن, فشردن, متحدکردن بهترین ترجمه های "berasak" به فارسی هستند.

berasak
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرو بردن

    verb
  • فشردن

    verb
  • متحدکردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ممانعت کردن
    • پرکردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berasak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "berasak" با ترجمه به فارسی

  • آشپزی · حاضر کردن · مهیا کردن · پختن
  • سوی دیگربردن · ناگزیر کردن
  • ازدحام کردن · بارور بودن · تنه زدن · فراوان بودن · متحدکردن · هل دادن · پر بودن
  • خوراک · دست پخت · روش آشپزی · غذا
  • پختن
  • اشباع شدن · اقناع شدن · بهم فشردن · تنه زدن · پر خوردن · پر کردن
  • متحدکردن
  • آشپزی · حاضر کردن · مهیا کردن · پختن
اضافه کردن

ترجمه های "berasak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه