ترجمه "Pagi" به فارسی
صبح, صبح, بامداد بهترین ترجمه های "Pagi" به فارسی هستند.
-
صبح
noun04:00-10:59
Kamu sudah memikirkan masalah ini sejak pagi. Beristirahatlah! Ayo makan siang!
تو روی این مسئله تمام صبح فکر کرده ای. استراحتی کن و ناهار بخور.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pagi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
صبح
nounKamu sudah memikirkan masalah ini sejak pagi. Beristirahatlah! Ayo makan siang!
تو روی این مسئله تمام صبح فکر کرده ای. استراحتی کن و ناهار بخور.
-
بامداد
nounHarun juga membuatkan mereka sebuah mezbah, dan esok paginya, mereka mempersembahkan korban di sana.
هارون برای آنها مذبحی نیز ساخت و بامداد روز بعد در آنجا قربانیهایی اهدا کردند.
-
سحرگاه
nounApa permintaan para imam, tapi apa yang terjadi pada hari Minggu pagi?
کاهنان میخواستند پیلاتُس چه کند، اما در سحرگاه روز یکشنبه چه روی داد؟
-
صبحدم
nounDan matahari di pagi hari sedang menunggu untuk naik
و خورشيد در صبحدم منتظر طلوع است
عباراتی شبیه به "Pagi" با ترجمه به فارسی
-
صبح بخیر · صبح خوش
-
افطار · صبحانه · صبحانه خوردن · ناشتایی