ترجمه "pagar" به فارسی
حصار, دروازه, دیوار بهترین ترجمه های "pagar" به فارسی هستند.
pagar
noun
-
حصار
nounKerbau itu berencana memakan pagar itu untuk makan malam.
در نظر دارد که برای شام آن حصار را بخورد.
-
دروازه
nounDewan direksi menjualnya kepada sebuah perusahaan. dan pagarnya dikunci sejak itu.
هیئت مدیره اون رو به یه شرکت ناشناس فروخت و دروازه ها از اون موقع بسته شدن.
-
دیوار
nounMereka akan mengantarkan kita melewati pagar, menurunkan kita, kemudian kita sampai rumah.
از دیوار ردمون می کنن ، پیاده مون می کنن ، بعدش می تونیم بریم خونه
-
ترجمه های کمتر
- ریل
- مانع
- نرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pagar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pagar
-
حصار (حائل)
عباراتی شبیه به "pagar" با ترجمه به فارسی
-
حصار
-
علامت پوند
-
پرچین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن