ترجمه "pagar" به فارسی

حصار, دروازه, دیوار بهترین ترجمه های "pagar" به فارسی هستند.

pagar noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حصار

    noun

    Kerbau itu berencana memakan pagar itu untuk makan malam.

    در نظر دارد که برای شام آن حصار را بخورد.

  • دروازه

    noun

    Dewan direksi menjualnya kepada sebuah perusahaan. dan pagarnya dikunci sejak itu.

    هیئت مدیره اون رو به یه شرکت ناشناس فروخت و دروازه ها از اون موقع بسته شدن.

  • دیوار

    noun

    Mereka akan mengantarkan kita melewati pagar, menurunkan kita, kemudian kita sampai rumah.

    از دیوار ردمون می کنن ، پیاده مون می کنن ، بعدش می تونیم بریم خونه

  • ترجمه های کمتر

    • ریل
    • مانع
    • نرده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pagar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pagar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حصار (حائل)

عباراتی شبیه به "pagar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pagar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه