ترجمه "Panda" به فارسی
پاندا, خرس پاندا, پاندا بهترین ترجمه های "Panda" به فارسی هستند.
Panda
-
پاندا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Panda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
panda
-
خرس پاندا
nounAnda tidak melihat benih wortel sama seperti Anda melihat beruang panda,
شما به دانه ی هویج جوری که به یک خرس پاندا نگاه می کنید نمی نگرید،
-
پاندا
Apa kau tahu betapa sulitnya mendapat panda belakangan ini?
عجب لحظه باحالي ميدوني اين روزا چقدر سخت شده که يه پاندا پيدا کني ؟
عباراتی شبیه به "Panda" با ترجمه به فارسی
-
زرگر
-
ورم پریاربیتال
-
قوه درک
-
آهنگر · اهنگر
-
نقرهکاری
-
استاد · استادانه · با کفایت · بازنشسته · تصنع · حیله · حیله گر · خبره · خدعه · دانا · دقیق · زبر دست · شاینده · صنعتی · ماهر · مبتکر · متخصص · متقاعد · موثر · ناقلا · نیرنک · کارا · کارشناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن