ترجمه "Pengadilan" به فارسی
دادگاه, دادگاه, اختیار مطلق بهترین ترجمه های "Pengadilan" به فارسی هستند.
Pengadilan
-
دادگاه
nounPada 16 Juni 2004, Pengadilan Tinggi Moskwa mendukung keputusan itu.
دادگاه شهر مسکو نیز در ۱۶ ژوئن ۲۰۰۴ حکم را تأیید کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pengadilan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pengadilan
noun
-
دادگاه
nounSeperti dan menunjukkan pengalaman saya pagi ini di pengadilan.
مثل همين ماجرايي که امروز توي دادگاه واسم اتفاق افتاد.
-
اختیار مطلق
noun -
دادرس
noun
-
ترجمه های کمتر
- دادگاه محکمه
- داوری
- فراست
- قاضی
- قضایی
- محکمه
- نتیجه حکمیت
- هوشمندی
عباراتی شبیه به "Pengadilan" با ترجمه به فارسی
-
تجارت منصفانه
-
بیطرفی · تساوی حقوق · خلوص · داد · عادل · عدالت · عدل · منصفانه
-
بیطرفی · دادگر · راست بین · عادل · قضایی · منصفانه
-
عدالت
-
عدالت اجتماعی
-
ور
-
حکم · داور · داور مسابقات · سرداور · منقد ادبی
-
دادگاه نظامی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن