ترجمه "Percobaan" به فارسی

آزمایش, آزمایش, تجربه بهترین ترجمه های "Percobaan" به فارسی هستند.

Percobaan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمایش

    noun

    Percobaan ini harus menyebabkan kenaikan kadar oksitosin,

    خُب این آزمایش باید جوشش هورمون اکسی توسین افزایش بده باشده اونا سریع بگیره و خنک نگه داره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Percobaan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

percobaan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمایش

    noun

    Ini adalah percobaan kimia untuk membuat kebun kristal.

    این یک آزمایش شیمی است که در اون من یک باغ کریستال درست کردم.

  • تجربه

    noun

    Bagaimana jika cobaan itu adalah godaan untuk melakukan perbuatan seks yang amoral?

    اگر آن تجربه وسوسهای باشد برای رابطهٔ جنسی نامشروع، آنوقت چه؟

  • تلاش

    noun

    Tak ada gunanya mencoba untuk menyembunyikan rasa takut di balik wajah itu.

    هرچي تلاش کني پشت اون صورتت قايمش کني ، فايده نداره.

  • ترجمه های کمتر

    • جد و جهد
    • سعی بلیغ
    • وارسی
    • کوشیدن

عباراتی شبیه به "Percobaan" با ترجمه به فارسی

  • آزمودن · تاکید کردن · حکم کردن · سعیکردن · سنجیدن · محک زدن · مقرر داشتن · نمونه گرفتن · کوشش کردن · کوشیدن
  • آزمایش فکری
  • نمونه گرفتن
  • طراحی آزمایش
  • ور
  • آزمودن
  • آزمایش قطره روغن
  • آزمودن · تلاش · جد و جهد · سعی بلیغ · سنجیدن · محک زدن · نمونه گرفتن · کوشیدن
اضافه کردن

ترجمه های "Percobaan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه