ترجمه "coba" به فارسی

آزمودن, تلاش, جد و جهد بهترین ترجمه های "coba" به فارسی هستند.

coba
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزمودن

    verb
  • تلاش

    noun

    Tak ada gunanya mencoba untuk menyembunyikan rasa takut di balik wajah itu.

    هرچي تلاش کني پشت اون صورتت قايمش کني ، فايده نداره.

  • جد و جهد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سعی بلیغ
    • سنجیدن
    • محک زدن
    • نمونه گرفتن
    • کوشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "coba" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "coba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه