ترجمه "coba" به فارسی
آزمودن, تلاش, جد و جهد بهترین ترجمه های "coba" به فارسی هستند.
coba
-
آزمودن
verb -
تلاش
nounTak ada gunanya mencoba untuk menyembunyikan rasa takut di balik wajah itu.
هرچي تلاش کني پشت اون صورتت قايمش کني ، فايده نداره.
-
جد و جهد
noun
-
ترجمه های کمتر
- سعی بلیغ
- سنجیدن
- محک زدن
- نمونه گرفتن
- کوشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coba " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "coba" با ترجمه به فارسی
-
آزمایش · تجربه · تلاش · جد و جهد · سعی بلیغ · وارسی · کوشیدن
-
آزمودن · تاکید کردن · حکم کردن · سعیکردن · سنجیدن · محک زدن · مقرر داشتن · نمونه گرفتن · کوشش کردن · کوشیدن
-
آزمایش فکری
-
نمونه گرفتن
-
طراحی آزمایش
-
ور
-
آزمودن
-
آزمایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن