ترجمه "Resimen" به فارسی
هنگ, هنگ بهترین ترجمه های "Resimen" به فارسی هستند.
Resimen
-
هنگ
Malangnya, truk itu tertabrak oleh seorang Kopral dari Resimen lain yang sedang mabuk
بدبختانه ، کاميون با يه سرجوخه مست ، از يه هنگ ديگه تصادف کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Resimen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
resimen
-
هنگ
nounDivisi menduga ada 1 resimen dari mereka yang menduduki Carentan.
لشگر فکر ميکنه يه هنگ از اينا کارنتان رو در اختيار دارن.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن